دلم تنگه برات
  
                                                                       بنام او که عشقش بی انتها، مهرش بی پایان ورحمتش بیکران است
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1384


سلام ای مهربان

"غروب" را چه معنی میکنی؟ غروب، پایان روشنائی و سرخوشی نیست مهربانم. غروب را واژه ای غمگین مپندار. غروب سفر خورشید است برای تقسیم مهربانیهایش به فراسوی نیم کرهء ما. خورشید می رود تا قصهء ما را برای دیگران بازگوید. می رود تا بوسه بر رخسار آنانکه از دیدهء ما پنهانند زند، میرود تا عشق را به تساوی پراکنده کند. و صبح فردا بازمیاید تا از جانب آنانکه در نیمهء دیگر زیست میکنند، بوسه ها بر رخسار ما بنشاند، به روی ما لبخندی از مهر زند و قصه های آنان را برای ما بازبگوید. بیا تا همهء طلوع ها و همهء غروبها را پاس بداریم.

 


                                             
خداوندا، سپاس تو را برای تمام طلوع ها و تمام غروبها... که سخن از آغاز و از آرامش می گویند. خداوندا هر طلوع و هرغروب را با نام تو آغاز می کنم. و چشم به رحمت بی انتهایت دارم که شادی و سرخوشی و پیروزی را برایم رقم خواهی زد. ... آمین.




 
چهارشنبه 30 شهریور ماه سال 1384


به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد

 

هم اینک ، همینجا زندگی کن! زندگی کردن در

امید، زندگی کردن

 در آینده است، واین خود به تعویق انداختن

زندگی به معنای واقعی

 است. هم اینک هم اینجا زندگی کن. زندگی به

طرز فوق العاده ای

 لذتبخش است. همینجا دارد می بارد و تو جای

دیگری را

 می نگری

قمار(نفرین به تو که من را تنها

گذاشتی)

 

تو هم بـــرو در پی کارت



برو سراغ اون یکی یارت

 


برو با اونی که عاشقته باش



دیگه نمـــک رو زخمام نپاش

 


شاه دلـــم رو با تکت بریدی



هیچ وقت حکم دلمو ندیدی

 


واسه بردنت جُف شـــش آوردم



دیدی آخرشم من بودم که بردم

 


برو دیگه، فقط بلدی خوب جر بزنی



کاری نداری جز اینکه دلمو بشکنی

 

 

 


برو که  دیـگه کاری به کارت ندارم



حتی دیگه تو رو به خدا نمیسپارم

 


خیال کردی من تو این بازی بازنده ام



نه بابا، با این آس آخری من برنده ام

 

 

 


برو که دیــــگه حال تو یکی رو ندارم



بازی در نیار که منم میرم دنبال یارم

 

 

 


خیال کـــردی اگه تو نباشی میمیرم



نه که نمیمیرم تازه جون هم میگیرم

 


حـالا که تو بــا این من  قمارُ کردی



دیگه نپرس چرا میری و برنمیگردی

 

 


تو قمار عاشقی هیچ وقت برنده ای نیست



رفوزه ای چه بگیری صفر یا که بشی بیست




 
شنبه 26 شهریور ماه سال 1384

 

   

daisy-dais2-4-3

 

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است.

بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها

دلم تنگ است.

بیا بنگر چه غمگین و غریبانه

در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها

و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی .

.... شب افتاده است و من تنها و تاریکم .

و در ایوان من دیریست

در خوابند

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من !

بیا ای یاد مهتابی !

 


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 69310


Powered by BlogSky.com

 
 
Zhtml> دلم تنگه برات
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog

*** **