دلم تنگه برات
  
                                                                       بنام او که عشقش بی انتها، مهرش بی پایان ورحمتش بیکران است
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
پنجشنبه 15 تیر ماه سال 1385
دلم تنگه برات

 

در بحر فتاده ام چو ماهی

تا یار مرا به شست گیرد

در پاش فتاده ام به زاری

آیا بود آن که دست گیرد

 
 
 

هنگامی که با این فجایع روبرو می گردم با رنج فراوان فریاد بر می آورم:

پس زمین ای دختر خدایان آیا انسان واقعی این است؟

و زمین با صدایی رنجیده پاسخ میدهد:این طریق روح است که تیغ ها و سنگ ها سر راه آن قرار گرفته اند.این سایه ای از انسان است.این شب است؛اما صبح خواهد آمد .

در سپیده دم زمین دستانش را برچشمان من خواهد گذاشت و هنگامی که دستان او از چشمان من به کناری روند؛خویشتن را خواهم یافت و جوانی من آرام رو به نزول می رود و آرزوها بر من پیشی می گیرند و به مرگ نزدیک می شوم

جبران خلیل جبران

 

به زمین گفتم عشق چیست ؟! لرزید

به ابر گفتم عشق چیست ؟! بارید

به باد گفتم عشق چیست ؟! وزید

به پروانه گفتم عشق چیست ؟! نالید

به گل گفتم عشق چیست ؟! پرپر شد

به انسان گفتم عشق چیست ؟! اشک از دیدگانش جاری شد و گفت : دیوانگیست

 
 
 
 

نشسته ام در تاریکی و سکوت و
غربتم را در گوش ستاره نجوا می کنم ...
تنها مانده ام ...
تنها با خاطراتی کهنه و
قلمی که دیگر نای نوشتن و تاب اشک ندارد ...
قلمی که برای دلخوشی من می نویسد :
غربت من هرچی که هست از با تو بودن بهتره ...!
نمی دانم !
تک تک لحظه هایم را غم دوری از تو فرا گرفته و
با هر نفسی که بی تو می کشم !
مگر بی تو هم می شود نفس کشید !
این ها نفس نیست ، قفس است !

 Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 اما هرچه هست چه نفس و چه قفس سنگین است و

توان تحملش را ندارم !

سکوت کرده ام ...

سال هاست که سکوت کرده ام

اما تو گلایه هایم را می توانی از عمق چشمان خسته ام  بخوانی...

 

 
 
 
 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 69324


Powered by BlogSky.com

 
 
Zhtml> دلم تنگه برات
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog

*** **