دلم تنگه برات
  
                                                                       بنام او که عشقش بی انتها، مهرش بی پایان ورحمتش بیکران است
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
عاشقانه های دل من

 

برای شفای عزیزدلم دعاکنین
 
التماس دعا

عاشقانه های دل من 

آه! بدان گونه در پایان سفر

در گرمای شب دراز می کشم

با دلی دردمند می اندیشم

که یاری می خواهم . یاری که کنارم بیارآمد

کسی که منظورم را بفهمد

دستان مهربانی می خواهم تا مرا در بر گیرند

امشب به دستان مهربان نیاز دارم

آنها را بر شانه هایم می گذاری؟

آنها را بر چشمهایم می کشی؟

دستان مهربانی می خواهم تا مرا به بهشت برسانند

آن گاه که همه چیز به سر می آید

به دستان مهربانی نیاز دارم تا مرا

 

در طول شب در برگیرند

با لبان مخملینت مرا لمس کن

تمام عشق خود را به تو می بخشم

در زیر نور مهتاب دلت را بدست می آورم

 

حالا کجایی؟

از تاریکی بیرون بیا

حالا کجایی ؟! می خواهمت

نازنینم!

اگر دیدی کنار ماه می خندم  

میان باد می گریم

اگر زیر بارانی ام  یک چمدان و چتر کهنه دیدی

حرفی نزن و به جایی چیزی نگو.

بگذار مردمان این سوی باد و آن سوی آفتاب

در خانه هایی که چراغ هایشان پر از پروانه مُردست

در خواب نزدیک سحر

نام مرا هجی کنند.

عزیزم!

بخدا چیزهایی امشب به یادم می آید:

از حالا اگر دیدی چتر و چمدانی کهنه در کوچه می دود

و دور می شود چیزی نگو و بگذار به خاطر تو

بروم کمی چیز های آشنا بیاورم.

باور کن همین چتر سیاه

همین بلیت های کهنه

نشان غربت ماست

 

 


 
چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386
عاشقانه ها
 
 عاشقانه ها

 

برای شفای عزیزدلم دعاکنین
 
التماس دعا

 


زندگیم و از تو دارم

جز تو دل به کس ندادم

بی تو من خانه خرابم

با تو من فصل بهارم

هستی تو ،دار و ندارم

با تو آسوده خیالم

آگهی از دل زارم

بی تو معنی سرابم

جوونی  وعشق به تو دادم

جز تو هیچ یاری ندارم

وقتی هستی در کنارم

بی نیاز بی نیازم

 

 

حسی نسبت به تو دارم

که به هیچ کسی ندارم

با تو من مست وصالم

نزد تو آرام و رام ام

بی تو من چه بی قرارم

انگاری عمری ندارم

گر کنار تو بمانم

در امان ز هر بلایم

بی تو من رو به زوالم

بی تو احساسی ندارم

تویی عشق بی کرانم

بی تو جام شوکرانم

بی تو من پر از گناهم

تاب دوریت رو ندارم

تو رفیق بی ریایم

با تو خوشبختی و دارم

بودنم رو از تو دارم

بی تو من نایی ندارم

تو رو تنها نمی ذارم

بوسه بر لبت می کارم

پس تو هم تنها نذارم

که فقط تویی پناهم

تو تموم شور و حالم

زندگیمو از تو دارم

 

 

عطر تو برده از سرم٬عقل و هوش

کنار تو غصه می شه٬فراموش

قربون ابرو و چشای ماهت

فدای دست بی گناه و پاکت

انگاری کم کم دارم عاشقت می شم

رو موج دریای تو٬قایقت می شم

انگاری دستامون با هم رفیقن

وقتشه٬با هم از قفس پریدن

اخم تو هوش از سر من می بره

کی نازتو٬اندازه من٬می خره؟

تبسمت٬ هست واسه من٬ نوازش

دل می کنه٬ اومدنت رو خواهش

انگاری ماه کنار تو حقیره

گرمای خورشید هم٬پیشت فقیره

 

  باران مرگ مرا میشورد
دل من بر خشکی میشورد
تو   ستاره ی بخت سیاه من
باران چشم مرا از سایه ی شوم تو میشورد
ای باران آنچنان ببار که گل های میخک
از سنگینی بار قطره های تو سر خم کنند
گریه ی من در باران پر شادیست
رقص کنان با شعر باران
همراه قطره های باران
اشکهایم جاریست
همچون شعر    تازه هستی وهمچون من
می گریی از تنهاییت
که چرا همیشه باران    فقط باران
سقف تنهایی دل افسردگان است؟
که چرا باران فقط با باریدن معنا پیدا میکند؟
که چرا بارانی برای باران نیست؟
(نمیدونستم چطورازدوست خوبم تشکرکنم فقط بفکرم همین رسید)

 

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 69319


Powered by BlogSky.com

 
 
Zhtml> دلم تنگه برات
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog

*** **