X
تبلیغات
رایتل


 

به گل گفتم: عشق چیست؟

 گفت: از من خوشگل تر پروانه است

 به پروانه گفتم عشق چیست ؟

گفت : از من زیبا تر شمع است

 به شمع گفتم : عشق چیست ؟

 گفت : از من سوزان تر عشق است

 به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟

 گفت نگاهی بیش نیستم!!




        


 

زندگی منشوریست که به اندازه هر طیفِ برون آمده از لؤلؤ آن ،
 
رنگ در بطن وجودِ دل انسان آید .

 

 

رنگی از جنس محبت یا عشق ، رنگی از جنس تنفر از رشک .

 

 

 

زندگی ، کوچه ای بن بست است که اگر خرق کنی دیوارش ، در

پس آن دیوار، کوچه ای دیگر

 

 هست

 

 

کوچه ای که شاید در کنار جویش کودکی بازیگوش با نوایی پر

شور قایق انداخته بر رود خیال ،

 

 ناخدایش گشته .

 

زندگی چون گنجه ، مملو از رخت آویز، که دمادم در آن همه

مصداق بر این جمله شوند

 

"که اگر نو به میان آید ، کهنه از یاد رود ".


و در آن گنجه هنوز یادگارانی هست  ، هرچند اگر کهنه و

فرسوده شدند ، مملو از خاطره های دورند

 

خاطرات مادر که دمادم تا صبح با نگاهی پر مهر نگران بوده

برای فرزند.

 

یادگاران پدر که دمادم پرشور با دلی مالامال ، از محبت  ز سخا

، نگران قوت است ، نگران فردا .

 

و در آن گنجه پر است از هرآن کس که کنار ما بود، و جز از

خاطره اش رنگ در اعماق وجودمان

 

 نیست.

 

و در این وان افزا روزگاران پی هم میگذرند

 

و دمی پلک زدن میخواهد که برآن خاطره ها پیوندیم .

 




       


+نوشته شده در پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1384ساعت12:42 ب.ظتوسط سارا |
* *